پست های مشابه

chamran_kids

👨‍👦 خیلی از آقایان، وظیفه ی تربیت فرزند را تنها وظیفه ی مادر می دانند. با این توجیه که من سرکار می رم و همین که از نظر مادی خانواده رو تامین کنم، کافیه. ولی تا حالا فکر کردین که اگه شما نباشین، پسرتون مرد بودن رو باید از کجا یاد بگیره؟ بازی های هیجانی مثل کشتی و فوتبال رو با کی باید بازی کنه؟ چه کسی در پدر بودن و همسر داری باید الگوش باشه؟ یا همسرتون اگه مدام بخواد با بچه ها باشه، دیگه زمانی برای استراحت هم نداره، چه برسه به اینکه بخواد برای خودش وقت بذاره. و اینکه کار خونه هم کم از کار بیرون نداره... ‌ شما پدر عزیز، نقش خیلی خیلی مهمی تو تربیت فرزندت داری... پس وقتت رو خالی کن، باهاش بازی کن، با هم بیرون برید، حتی تو تابستان با خودتون به محل کار ببریدش... ‌ ما تو ادبستان سعی کردیم، به زور هم که شده😅 پدر ها رو هم بازی بچه ها کنیم. برای همین هر چند وقت یه بار محفل خانوادگی می ذاریم. هم پدرها یاد می گیرند با بچه ها بازی کنند و هم مادر ها وقتی دارند تا باهم صحبت کنند و کمی خوش بگذرونند... ‌ ‌ پدر های عزیز، شما چه برنامه ای برای وقت گذرانی با فرزندانتون دارید؟ ‌ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #محفل_خانوادگی #چمرانی_ها #پدر #تربیت #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

12 مرداد 1398 15:19:27

0 بازدید

chamran_kids

☀️ ❓شما هم دغدغه ی تربیت دینی کودک تان را دارید؟ اما چگونه می توان یک کودک دیندار پرورش داد؟ ‌ 💡کارگاه مجازی تربیت دینی ۱ (هفت سال اول کودکی) مدرس: احمد رضا اعلایی ‌ 💳هزینه ی کارگاه 👈🏻 ۲۳ هزار تومان 💰تخفیف رونمایی در ده روز اول 👈🏻 ۱۹ هزار تومان. ‌ 📲 خرید و دانلود از سایت #چمرانی_ها* chamraniha.com/shop #کارگاه #تربیت_دینی #دین #کودک #کودک_دیندار #چمرانی_ها #کارگاه_مجازی

04 آذر 1398 08:36:01

0 بازدید

chamran_kids

. آموزش پروژه محور یا آموزش مستقیم؟🤔 . بیشتر برنامه های آموزشی چمرانی، غیر مستقیمه. . یعنی ما مطالب دروس مختلف رو تو قالب پروژه با بچه ها کار می کنیم. تو پروژه ها بچه ها با فارسی، علوم، ریاضی، مهارت های زندگی و ... آشنا می شن. . یکی از این پروژه ها، پروژه ی نویسندگی هست که مربوط به درس فارسی میشه و به تقویت مهارت های خوندن و نوشتن کمک میکنه. حتی استعداد های دختر ها تو نویسندگی رو هم شکوفا میکنه. . این پروژه متناسب با سن بچه ها و مناسبت های مختلف مثل محرم، جشن انقلاب و ... انواع متفاوتی داره. . مثلا دخترها تو پروژه های نویسندگی؛ دفتر خاطرات درست کردن. به خاله ها، مامان و اشخاص مختلف نامه نوشتن، دفترچه ی "دوردنیا با چمران" رو ساختن و گزارش اردوهاشون رو یادداشت کردن، کتاب نوشتند و کلی کار دیگه. . حتی کلاس سومی ها هم چندتا مجله درست کردند. . به نظر شما کدوم موثر تره؟‌ آموزش پروژه محور یا مستقیم؟ کامنت کنید. . #نویسندگی#پروژه#آموزش_غیر_مستقیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #درس_فارسی

10 شهریور 1399 17:16:36

0 بازدید

chamran_kids

🧑پسرهای کلاس چهارمی چمرانی حالا کاوشگران کوچکی هستند که سعی می‌کنند در زمینه‌های مختلف تجربه کسب کنند و به عرصه‌های جدیدی ورود کنند. ‌ ‌ 🎥 پروژه‌ی قرآنی تولید انیمیشن سوره‌ی فیل توسط یکی از دانش‌آموزان چمرانی‌ ‌ #ادبستان_پسرانه‌ ‌ #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه #انیمیشن_کودکانه #انیمیشن_سازی #استاپ_موشن #تربیت_دینی #قرآن_بخوانیم #رمضان_كريم

16 اردیبهشت 1399 17:17:54

1 بازدید

chamran_kids

چه کارهایی باعث علاقمند شدن بچه ها به نماز میشه⁉️🤔 . چندتا نکته کاربردی که از تجربیات خود چمرانی ها در این زمینه بوده براتون در این پست آماده کردیم☺️ . . بفرست برای معلم ها و مسئولین مدارس‼️ . و از تجربیاتتون و کارهایی که برای علاقمن کردن بچه ها انجام دادین برامون توی کامنت ها بنویسید☺️🌹 . #نماز #تربیت #کودک #معلم #مربی #ترفند #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

01 مرداد 1401 07:21:44

2 بازدید

chamran_kids

اول کپشن رو بخون تا بدونی ماجرا چیه⁉️😳⬇️ . همه چیز از یه پیام ناشناس سر کلاس پسرهای پیش دبستانی شروع شد🤔🙋‍♂️ یه پیام صوتی از طرف کسی که عمو و بچه ها زبونش رو متوجه نمیشدن...🧐 . پس تصمیم گرفتند باهم دیگه یه دستگاه مترجم درست کنند تا بفهمند ماجرا از چه قراره😃 با کاموا، لیوان یه بار مصرف، کارتن، طلق و... دست به کار شدند و ساخت و ساز کردند تا بتونند این راز عجیب رو کشف کنند و البته هرکس دستگاه خاص خودش رو ابداع کرد😎 خودتون ببینید😇⬆️ . پ.ن: ماجرای پیام ناشناس آقای دلفین، یک فعالیت و برنامه خلاقانه ست که بچه ها در طی کشف و این بازی، مرحله به مرحله با چالش های مختلف رو به رو میشن و انواع پروژه ها و فعالیت های دست ورزی رو تجربه میکنند😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید❗ . ⁉️به نظرتون از چه روش های جالب دیگه ای میشه برای فعالیت بچه های پیش دبستانی استفاده کرد؟🤔 کامنت کنید⬇️ . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران#پیش_دبستان #پیش_دبستانی_ها #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #دست_ورزی #بازی #معلم_خلاق #خلاقیت #کشف#هيجان

02 دی 1400 14:13:57

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن