پست های مشابه

chamran_kids

👨‍⚖ هفت سال دوم، سال های آداب دانی و قوانین است. اما همین که کودک وارد هفت سالگی شد، می توانیم انتظار داشته باشیم تمام آداب و قوانین ما را اجرا کند؟ ‌ کودکی می تواند در هفت سال دوم آداب دان و قانون مدار باشد که: در هفت سال اول، آزادی را تجربه کرده باشد. قوانین و آداب به تدریج و با متناسب با سن، به او ارائه شود. ‌ بُرد قوانين كلاس اول خالی بود، قرار بر اين شده است كه اگر در طول هفته به موردي برخوردند؛ آن را در كلاس مطرح كنند و در رابطه اش به بحث و گفتگو بپردازند و قانونش را باهم تصويب كنند. ‌ پسرها در رابطه با چالشي كه با آن در كلاس مواجه شدند، بحث و گفتگو كردند؛ يعني همهمه و شلوغي در كلاس . و به‌صورت نمايشي، آن موقعيت را باز سازي كردند و به مشكلات آن پي بردند. ‌ به پيشنهاد بچه ها، قانونش را نقاشي كردند و اينطور بود كه اولين قانون رسمي كلاس به بُرد قوانين اضافه شد. مربی: علی قطبی ‌ #کلاس_اولی_ها #هفت_سال_دوم #قانون #آداب_دانی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

13 آذر 1398 16:21:58

0 بازدید

chamran_kids

. مگه میشه مباحث ریاضی،فارسی و علوم رو با پروژه ی آشپزی یاد گرفت؟🤔 . یکی از پروژه های آشپزی دخترهای کلاس سومی، درست کردن کیک هست. . دخترها کیک پزی رو با پخت کیک های ساده و با کمترین موادشروع کردن، مواد جدید کم کم اضافه میشد و بچه ها مرحله به مرحله شاهد تغییرات و پیشرفت کارشون بودند. مباحث ریاضی مثل وزن،اندازه گیری، کسر و حتی ضرب، تبدیل واحد ها از گرم به پیمانه و بالعکس هم واردپروژه های آشپزی شد‌. بعد اینکه کیک پختن بچه ها به مرحله ی خوبی رسید، آشپزی تو بحران رو تجربه کردیم. . یعنی باهم همفکری میکردیم که؛اگه یه ماده ی مهم رو نداشتیم چیکارکنیم؟ . مثلا یه بار شیر نداشتیم، یه بار وانیل، یه بار فر... . بچه ها تصمیم گرفتن به جای شیر از آب پرتقال استفاده کنن و کیک پرتقالی درست کنن یا حتی یه بار کیک ماستی رو تجربه کردن، از قابلمه به جای فر استفاده کردن و کلی ایده ی جالب داشتن. . ما تو پروژه ی کیک، خواص مواد مختلف و حتی طبع اون ها رو بررسی میکردیم و میگفتیم برای چه کسایی خوبه. این فعالیت تاحدی مباحث علوم بچه ها رو هم پوشش میداد. . دخترها، گاهی کیک هارو به عنوان پذیرایی سرنماز جماعت میبردن و به کلاس های دیگه میدادن، تازه خواص اون روهم روی بسته های کیک مینوشتن و نصب میکردن. . به طور کلی دخترهای چمرانی درقالب پروژه ی آشپزی نه تنها یه سری از مباحث درسی رو یاد میگیرن و براشون تثبیت میشه بلکه در حین انجام پروژه نظم، جمع آوری وسایل بعد کار و کارگروهی رو تمرین میکنن. آخرش هم متوجه میشن هر گروهی که تعامل، همکاری و هماهنگی بیشتری داشتن نتیجه کارشون بهترشده! . حتی از یه جایی به بعد، تولد بچه ها یا خاله ها به جای کیک آماده، با کیک دستپخت دخترها برگزارمیشد. . این پروژه ها تو دوران کرونا هم ادامه پیدا کرده. هنوز هم دخترهای خوش ذوق چمرانی تجربیاتشون رو وارد دفتر پروژه میکنن و روز به روز حرفه ای تر میشن🤗 . . شماهم این روش رو برای بچه هاتون امتحان کنید و برای معلم ها و مادر،پدرها بفرستید😇🙏 . #پروژه_درسی #پروژه_آشپزی #آشپزی#کیک #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #آموزش_غیر_مستقیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ریاضی #فارسی #علوم

17 شهریور 1399 19:54:15

0 بازدید

chamran_kids

. اردو رفتن، برنامه ی ثابت هفتگی مون بود. گاهی طبیعت گردی داشتیم، گاهی مهمون خونه های هم میشدیم، گاهی پارک و تفریح و ورزش، گاهی برای زیارت به امام زاده می رفتیم و گاهی هم دیدن افراد موفق و تجربه مشاغل گوناگون. . تو مناسبت های ملی و مذهبی، اردوهای زیارتی مثل امام زاده های مختلف، امام زاده ملک خاتون، اهل بن علی، مرقد امام خمینی، جماران ،موزه ها و ... رفتیم. اردوهای طبیعت‌مون پارک های بزرگ بود که به اندازه ی کافی فضای سبز و خلوت برای کشف و بازی بچه ها داشت و حتی مشاهدات درس علوم را هم پوشش میداد‌. . اردو های چمرانی غیر از تفریح و سرگرمی اهداف دیگری رو هم در نظر داشت. خیلی از فعالیت های آموزشی و پرورشی در اردو ها انجام می شد که به رشد شخصیت و آموزش دخترها کمک می کرد‌.😊 . حتی گاهی باعث میشد بچه هایی که انگیزه ی پایینی دارند با دیدن و جست و جو گری دوستاشون دست به کار بشن و چیزهای جدید رو کنارهم تجربه کنند. . تجربه ی ما نشون داده این اردوها میتونه بستر و زمینه ی خوبی رو برای تعاملات دوستانه ی بیشتر بین خاله ها و بچه ها، یادگرفتن همکاری،همراهی و محبت بیشتر فراهم کنه.🤗 . #اردو_های_چمرانی #دختران_چمرانی #چمرانی_ها #اردو#طبیعت#امام_زاده #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

07 مهر 1399 17:47:38

0 بازدید

chamran_kids

‌ ‌قالب‌های ذهنی همان چارچوب‌ها و اصولی هستند که در ما شکل گرفته‌اند و مدل زندگی و رفتار ما درون آن‌ها تعریف می‌شود.‌ ‌این چارچوب‌ها از دوران کودکی و به‌مرور در خلال تربیت در ما ایجاد می‌شود. مثلا مادر من به تمیزی حساس است و من در گذر زمان قالب‌هایی پیدا میکنم از این جنس که خانه باید هر روز جارو شود، همیشه سینک خالی بماند و... .‌ ‌حالا که بچه‌دار شده‌ام می‌بینم چرا وقت نمی‌کنم با فرزندم بازی کنم چون بیشتر زمان من بابت کارهایی می‌رود که در ذهنم هست روزانه انجام بدهم.‌ ‌یا اینکه به پاگذاشتن روی بالش حساسیم و اجازه نمی‌دهیم فرزندمان روی بالش‌ها راه برود و هزاران مثال ریز که هرکدام مانعی بر سر راه تربیت فرزندمان می‌شوند.‌ ‌ ‌خوب است بعد از فرزنددارشدن قالب‌های ذهنی‌مان را برای خودمان لیست کنیم و سعی کنیم قالب‌های آسیب‌زننده را تغییر بدهیم.‌ ‌ ‌قالب‌های آسیب‌زننده کدام است؟ آنهایی که مانع انعطاف ما می‌شوند. همان‌هایی که باید با خودم کلنجار بروم یکی یکی آن‌ها را تغییر بدهم و با زندگی امروزم تطبیق بدهم. ‌ ‌ ‌شناختن قالب‌ها، یادداشت کردن‌شان و برنامه‌ریزی آهسته برای برطرف‌کردن یکی یکی آنها، قطعا بزرگترین کمک ما به خودمان است.‌ ‌ ‌وقتی تحت هر شرایطی نتوانستیم رفتار خودمان را عوض کنیم، خوب است تلنگری به خودمان بزنیم که این قالب ذهنی، کجای راه ما را سد کرده و چقدر دارد به زندگی من آسیب می‌زند. ‌ ‌ ‌ #چمرانی_ها #تربیت_فرزند #نکته_تربیتی #والدگری

28 اردیبهشت 1399 18:21:02

0 بازدید

chamran_kids

اینجوری یه معلم با نشاط باش🤩⬇️ ✅برای استراحت کافی خودت نظم و برنامه ریزی داشته باش! ✅تو حیطه ی کاری خودت و درباره تعامل با کودک اطلاعات کسب کن! ✅حواست به علاقه و انگیزه ت باشه! ✅هدفمند باش! ✅مهم تر ازهمه؛ برای تفریحت برنامه داشته باش! ⭕حالا تفریح یه معلم حرفه ای چیه و چه اهمیتی داره؟🤔 . فیلمو ببین👆🏻و سیو کن و برای معلم هایی که میشناسی بفرست❗❗❗🤗 . . #معلم_خلاق #معلم_خوب #معلم_بانشاط #تفریح#معلمی #معلم_چمرانی #معلم_حرفه_ای

27 تیر 1400 12:02:47

0 بازدید

chamran_kids

🌙 این بار مهمان خانواده های چمرانی بودیم...پدرها، مادرها و چمرانی های کوچک... یک افطاری ساده و با صفا در کنارهم در گوشه ای از طبیعت زیر آسمان خدا... ‌ ما همه با هم یک خانواده ایم، خانواده ی بزرگ شهید چمران... ‌ #افطاری #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها #محفل_خانوادگی

05 خرداد 1398 07:44:39

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر می‌کردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا می‌شد و سخت‌تر در اینچنین کاری ماندگار می‌شد. هرروز با شنیدن نکته‌ای به جلو رفتن در مسیر امیدوار می‌شدیم و روز بعد، با حرفی دیگر می‌فهمیدیم مدرسه‌داری جزو سخت‌ترین کارهاست و ناامید می‌شدیم‌. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمان‌ها با ما همکاری می‌کرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختی‌ها، مسیر زندگی‌مان و جریان جوانی‌مان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچه‌ها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختی‌های زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچه‌ها یه لبخند بزنن و یکی از این بچه‌ها، فقط یکی از اون‌ها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچه‌ها گذاشتیم؟» امام زمان‌مان! امشب شب تولد شماست. می‌شود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... ‌ ‌ اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچه‌های چمرانی روشن می‌شود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... ‌ .‌ ‌ ‌ #چمرانی_ها #نیمه_شعبان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر می‌کردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا می‌شد و سخت‌تر در اینچنین کاری ماندگار می‌شد. هرروز با شنیدن نکته‌ای به جلو رفتن در مسیر امیدوار می‌شدیم و روز بعد، با حرفی دیگر می‌فهمیدیم مدرسه‌داری جزو سخت‌ترین کارهاست و ناامید می‌شدیم‌. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمان‌ها با ما همکاری می‌کرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختی‌ها، مسیر زندگی‌مان و جریان جوانی‌مان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچه‌ها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختی‌های زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچه‌ها یه لبخند بزنن و یکی از این بچه‌ها، فقط یکی از اون‌ها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچه‌ها گذاشتیم؟» امام زمان‌مان! امشب شب تولد شماست. می‌شود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... ‌ ‌ اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچه‌های چمرانی روشن می‌شود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... ‌ .‌ ‌ ‌ #چمرانی_ها #نیمه_شعبان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن