پست های مشابه

chamran_kids

توجه توجه‼️یک رویداد بزرگ داریم😳⬇️ . دانش‌آموزان خوب دبستانی! از هر جای کشور که هستید و در هر مدرسه‌ای که درس می‌خونید به این رویداد دعوتید🌺 . ⁉️فکر می‌کنید تو سال ۱۴۲۰ ایران ما چه شکلی میشه؟🤔 ⁉️اون زمان شما دارید چه کمکی به ایران می‌کنید؟✌🏻 . ✅پاسخ‌هاتون به دو سوال بالا رو تا ۱۵ بهمن در هر قالب خلاقانه‌ای که دوست دارید (فیلم، سازه، نقاشی، متن و....) برای ما ارسال کنید🤗 . چون تصمیم داریم برای سالروز پیروزی انقلاب یک نمایشگاه بزرگ برپا کنیم😍🤩 . منتظر آثار زیبای شما هستیم☺️ . پ. ن: معلم های عزیز دانش آموزانتون روتشویق کنید تا به ایده های بزرگشون فکر کنند و بها بدن تا باهم برای رشد ایران عزیزمون قدمی برداریم😇 . میتونید آثار بچه ها رو به آی دی زیر در پیام رسان بله ارسال کنید⬇️🤗 @manyareenghelabam . ‼️این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید😎 . #ایران#دانش_آموزان_ابتدایی #دانش_آموز_ایرانی #ایران_قوی #دهه_فجر #مدارس_پیشرو#۲۲بهمن

10 بهمن 1400 16:40:47

0 بازدید

chamran_kids

. #ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت پنجم تابستان چهارم/#کوه_قاف . یکی از چیزهایی که در تابستان کشف کردم، #کوه بود. نه از این کوه‌های معمولی، کوهی برای کشف، برای پیدا کردن مسیر، برای پیشرفت. جایی که باید تنهایی می‌رفتی تا خودت را اثبات کنی. صبح زود بیدار می‌شدم، کوله‌ام را روی دوشم انداخته، چند لقمه نان و قمقمه داخلش می‌گذاشتم و راه می‌افتادم. بعضی مواقع پسرعمه و پسرعمویم را هم در این کشف بزرگم همراه می‌کردم. در آن گشت‌وگذارها، گل‌ها و گیاهانی پیدا کردم که آن موقع پیش خودم فکر می‌کردم اولین نفری هستم که این گل‌ها را کشف کرده. سنگ‌ها، حشرات و حتی پرنده‌ها، توجهم را جلب می‌کرد. گاهی خاله‌ام که در کوهنوردی ید طولایی داشت و زمین‌شناسی خوانده بود، با ما می‌آمد و سنگ‌های بین مسیر را، برایمان معرفی می‌کرد. بعد از اینکه دانشگاه رفتم در یک برهه‌ای دچار روزمرگی شدم. احساس کردم مسیرم را گم کردم. نمی‌دانستم چه‌کار کنم. یکی از دوستانم مرا به #کوهنوردی دسته‌جمعی دعوت کرد. بعد از مدت‌ها دوباره یاد روزهایی افتادم که در نوجوانی به کوه می‌رفتم. در راه فکر کردم، نفس کشیدم و احساس کردم که هر از چند گاهی لازم دارم از هیاهوی جامعه فاصله بگیرم و کمی به آسمان نزدیک شوم. بعد از آن، مدتی هم تنها به کوه می‌رفتم. برنامه زندگی‌ام اصلاح شد. کتاب خواندنم بیشتر شد. روابط دوستانه‌ام خوب شد. به طرز اعجاب‌انگیزی بلندی کوه، سختی مسیر زندگی را برایم هموار کرد. بعدها از کسی شنیدم که می‌گفت شهید چمران می‌گوید کوه پیغمبر پرور است. من پیغمبر نشدم، ولی تلاش کوه را برای پیغمبر شدن حس کردم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

30 تیر 1399 16:20:47

0 بازدید

chamran_kids

🖊 🖊 یادداشت احمدرضا اعلایی در مورد فیلم منطقه پرواز ممنوع👇🏻 ‌ عادت دارم وقتی میخواهم فیلم کودک نوجوان ببینم هم سن بشوم. با کلی هیجان، چیپس و ذرت به دست فیلم را میان کلی نوجوان دیدم. خیلی رویاهام توی فیلم بود.رویاهایی که از فیلمها و کارتنهای دوره ی کودکی و نوجوانیم گرفته بودم. خانه جنگلی چوبی که خود بچه ها درست کرده باشند. اختراع کردن وسایل خفن. جنگیدن بچه ها با آدم بدها. نجات همه تنها با دستهای خودم.تنهای تنها... هواپیمای کنترلی چه درست کردنش چه داشتنش. شلیک با تفنگ واقعی. خلاصه برای یه نوجوانی مثل من خیلی جذاب بود. البته من در نقش یک نوجوان از قسمتی که بنزین روی یکی از پسر بچه ها ریختن خیلی ترسیدم.شایدم البته این جا از نقشم در آمدم. اما به هر حال وصله ی نچسبی بود و می شد نباشه. خیلی جاهای فیلم احساس غرور می کردم. اما از بچگی یه چیزی که همیشه اذیتم می کرد، این بود که رویاهایی در فیلمها بود که دیگر می دانستم رویاست و هیچ تلاشی نمی توانستم برایش بکنم.آن قدر دور از دسترس بود که همه می دانستند فقط رویاست و سرگرمی. موقع دیدن این فیلم هم باز آن خاطره برایم زنده شد. روی هم رفته به عنوان یه شبه نوجوان و یه مربی خیلی از بچه های سازنده متشکرم. تو این اوضاع اقتصادی و فرهنگی یکی همه توانش را بگذاره برای کودک و نوجوان، واقعا دست مریزاد دارد. قطعا مشکلات تکنیکی در کارهای بعد کمتر و کمتر خواهد شد. انشالله که همه از مسئولین تا مردم تا مربیان و نوجوانان قدر بدانند و یاری کنند. به امید مدد واقعی صاحبش یا علی مدد اعلایی ‌ ✅ این فیلم برای پسران بالای ۹، توصیه می شود. #منطقه_پرواز_ممنوع #فیلم_نوجوان #سینما #کودک #نوجوان #فیلم_خوب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

17 آذر 1398 18:27:00

0 بازدید

chamran_kids

✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. ‌ پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضی‌ها کتابشان را چاپ کرده‌اند؛ بعضی‌ها چرک‌نویسشان را پاک‌نویس می‌کنند؛ بعضی براساس طرحشان چرک‌نویس داستان را می‌نویسند‌؛ بعضی هم‌چنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستان‌شان توجه کنند، هم به فایده‌ای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آن‌ها بفهمند داستان او چه‌فایده‌هایی برایشان دارد و کجا می‌توانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده‌ که تک‌تک با بچه‌ها صحبت کرد و از روند کارشان و این‌که الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راه‌نمایی‌ کرد. مربی: علی حاجی اکبری ‌ #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

03 اسفند 1398 18:14:56

0 بازدید

chamran_kids

🏠 فقط مهد کودک و مدرسه نیست که می تواند بستری برای بازی و دوستی های کودکانه باشد...خانه ها هم این امکان را دارند!! اردوهای خانگی چمرانی، تلاش دارد این فرهنگ را بین خانواده جا بیاندازند که می توان با بستری سازی ساده، امکان بازی و دوستی چندین کودک را در خانه فراهم کرد. دخترهای چهارساله، مهمان خانه ی یکی از بچه ها بودند و آخرین اردوی شان را در خانه ی دوست شان برپا کردند. #اردو #اردو_خانگی #چهار_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

27 اسفند 1397 09:48:38

0 بازدید

chamran_kids

🏴 آشنایی با ائمه یکی از انتظاراتی است که خیلی از ما به عنوان پدر، مادر یا معلم از کودکان داریم. اما راه و روش این آشنایی خیلی مهم است. مثلا بعضی ها می آیند و داستان های تاریخی را عینا برای بچه ها تعریف می کنند، بدون هیچ کم و کاست! اما باید توجه کنیم کودکان توانایی درک این مسائل را ندارند و گاها دچار ترس و اضطراب می شوند. می توانیم داستان هایی از مهربانی ها، شجاعت ها و رفتارشان با بچه ها تعریف کرد. یا فعالیت ها را با محوریت نام و یاد ائمه انجام داد. ‌ دخترهای چمرانی در پروژه خیاطی‌شان، تصمیم گرفتند گردن بندهایی درست کنند که روی آن نام حضرت زهرا س، دوخته شده است. ‌ مربی: مهری حدادی ‌ #کلاس_سومی_ها #تربیت_دینی #حضرت_زهرا #آشنایی_با_ائمه #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

07 بهمن 1398 17:55:47

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🍀 در اولین روز مدرسه، تیستو با جیب هایی پر از نمره صفر، به خانه برگشت. روز دوم تنبیه شد و مجبور شد دوساعت بیشتر از دیگران در مدرسه بماند. یعنی دو ساعت بیشتر از دیروز در کلاس بخوابد! در پایان سومین روز، معلم نامه ای به تیستو داد تا به پدرش بدهد. در آن نامه، آقای پدر با ناراحتی فراوان، این جملات را خواند: آقا فرزند شما مثل دیگران نیست. نگهداری او برای ما غیر ممکن است. ‌‌‌‌‌‌‌ اسم تیستو سبز انگشتی را شنیدید یا کتابش رو خوندید؟ تیستو یک کودک بود. کودکی که نمیخواست مثل بزرگترا پیرو یک سری قالب و عادت باشه. تیستو رو از مدرسه اخراج کردن، وقتی اخراجش کردن، پدرش تصمیم گرفت او را به طبیعت ببرد تا آنجا هرچه نیاز است بیاموزد. تیستو در کنار آقای باغبان، متوجه شد که به هرچه دست بزند، سبز می شود و گل می دهد. او تصمیم گرفت همه ی بدی ها و ناراحتی ها را به گل تبدیل کند، و دنیا را جای بهتری برای زندگی کند. شما برای بهتر کردن دنیا، چه کارهایی انجام دادین؟ ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🍀 در اولین روز مدرسه، تیستو با جیب هایی پر از نمره صفر، به خانه برگشت. روز دوم تنبیه شد و مجبور شد دوساعت بیشتر از دیگران در مدرسه بماند. یعنی دو ساعت بیشتر از دیروز در کلاس بخوابد! در پایان سومین روز، معلم نامه ای به تیستو داد تا به پدرش بدهد. در آن نامه، آقای پدر با ناراحتی فراوان، این جملات را خواند: آقا فرزند شما مثل دیگران نیست. نگهداری او برای ما غیر ممکن است. ‌‌‌‌‌‌‌ اسم تیستو سبز انگشتی را شنیدید یا کتابش رو خوندید؟ تیستو یک کودک بود. کودکی که نمیخواست مثل بزرگترا پیرو یک سری قالب و عادت باشه. تیستو رو از مدرسه اخراج کردن، وقتی اخراجش کردن، پدرش تصمیم گرفت او را به طبیعت ببرد تا آنجا هرچه نیاز است بیاموزد. تیستو در کنار آقای باغبان، متوجه شد که به هرچه دست بزند، سبز می شود و گل می دهد. او تصمیم گرفت همه ی بدی ها و ناراحتی ها را به گل تبدیل کند، و دنیا را جای بهتری برای زندگی کند. شما برای بهتر کردن دنیا، چه کارهایی انجام دادین؟ ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن