پست های مشابه
جعبک
🍽🥘🍳. توی این پست از چندتا راه حل گفتیم برای اینکه هم بشه به کارامون توی #آشپزخونه به عنوان مامان خونه برسیم، هم بچه ها رو یه طوری کنار خودمون سرگرم کنیم تا #آشپزی_کردن برای هر دومون لذت بخش شه. هرچند هر مامانی روش خودشو برای #سرگرم_کردن_بچه_ها داره. شماهم از روش هاتون این جا بگین به بقیه مامانا هم کمک میکنه. #بازی_کودک #خلاقیت #مادر_کودک #بازی_آشپزخانه
13 مرداد 1400 07:34:11
90 بازدید
جعبک
اسم رنگینک را گذاشتیم نشریهی مادر و کودک! چون این نشریه را باید با هم ورق بزنید. مادر متن ها. را بخواند و کودک به داستان ها گوش بدهد یا بازی هایش را با مادر انجام بدهد. ما هر روز یک محتوا برای مادر با عنوان رزق مادری گذاشته ایم. این نکتههای کوچک دوست داشتنی را از حدود ۶ منبع مختلف انتخاب کرده ایم و یک روز درمیان در صفحات نشریه می بینید. بقیهی محتوا مخصوص کودک است. اما با یک تفاوت. ایده های بازی را برای او بخوانید و در اجرای آن با او همراه شوید. سعی کردیم مدل های مختلف بازی را به شما پیشنهاد بدهیم. از بازی های وانمودی گرفته تا بازی های حرکتی و دست ورزی و نقاشی و حتی آشپزی! کافیست شما ایده های بازی را برای بچه ها بخوانید. آن وقت آن روز را مخصوص آن بازی بگذارید و ببینید بچه ها آن را تا کجا پیش می برند. رنگینک شاید اولین نشریهی مادر و کودک باشد. نشریهای که در آن هم نیازهای مادر دیده شده و هم نیازهای کودک. محتوایی که هم برای مادر نوشته شده و هم برای کودک. این اولین شمارهی رنگینک است با تمام نقاط ضعف و نقاط قوتش.. #رنگینک #رنگینک_جعبک #رمضان #نشریه #نشریه_مادر_کودک
05 اردیبهشت 1399 14:28:42
7 بازدید
جعبک
❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانهی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشتماههی خانه واردش نشود. صبح در خانهی ما جمع میشدیم برای کارها. برای بچهها هم برنامه میریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیشبینی میکردیم هم پیش نمیرفت؛ چون بچهها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همهی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام میشد. کابینت کنار پنجرهی آشپزخانه را که نورخوبی داشت میکردیم استدیوی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را میکردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچهها میدویدند و بازی میکردند. گاهی تا نه شب کار میکردیم و در انتها وقتی بچه هایتیم با خستگی میرفتند خانه، من میماندم و یک خانهی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچهای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچههایمان یا وقتی کارها گره میخورد، غول ناامیدی سر و کلهاش پیدا میشد و میآمد سراغمان و شروع میکرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری میکنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت میدهد؟ آن وقت باید کمر میبستی برای جنگیدن هر روزه با غول ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره میانداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربهاش کردهاید. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آوردهای، سر و کله اش پیدا میشود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همهی ما داشت باز میکرد...جعبک بچهمان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچهی خودش روی صورت هزاربچهی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت میجنگید. #استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین
03 اسفند 1400 00:43:32
38 بازدید
جعبک
پست رو ورق زدید؟😏 🍑بازی بازی مثل هلو🍑 🥳رنگیهای ناقلا خب اینم از اولین بازی تابستانهی جعبک! این دفعه یه فرقی با دفعهی قبلی داره! اونم چیه؟ اینکه جمعه ها قراره بازی های خانوادگی بذاریم. به این صورت که بعد از یه چرت کوتاه توی ظهر جمعه، وقتی کامل آبگوشت خوشمزهی مامان جان جذب و هضم شده! شما وسایل بازی رو می دید دست بچه ها و رهسپارشون میکنید به سمت پدر خانواده که احتمالا دارن چرت سر ظهرشونو می زنن زیر باد کولر! این بازی ها قابلیت اینو داره که چندتایی با هم مسابقه بدید. بازی امروزم نبینید یه نی و چند تیکه کاغذ رنگیه!! گرفتن کاغذ رنگی ها با نی زور بازو و نفس زیاد میخواد. این اولین قسمت بازی های تابستونی و البته خانوادگیه. از باباها در حالی که نفس نفس زنان دارن سعی میکنن کاغذ رنگی ها رو با نی بگیرن و بریزن تو بشقاب فیلم بگیرید تا منتشر کنیم و دور هم بخندیم روز عیدی😁🤭 قرارمون رو یادتونه؟ آخر تابستون قرعه کشی میکنیم از بین دوستانی که عکس و فیلم بازیشونو می فرستن و یک جعبک رایگان تحویلشون میدیم. اینجوریاست😏 #جعبک#بازی#تابستانه#سرگرمی#مسابقه
13 تیر 1399 12:08:12
5 بازدید
جعبک
دلبر ما، جعبک خمیری جان بزرگ هستند. از خمیرامون هم براتون نگم که چه تغییراتی توش دادیم تا ماندگاریش بالاتر بره و نرررررم تر بشه و هنوزم با مواد خوراکی باشه... یادتون نره جعبک همیشه چند تا ابزارک داره که باید یکی یکی برای بچه ها رو کنید و صدای جیغشون از ذوق رو بشنوید. این دفعه مزرعه رو آوردیم خونهتون! با چوب و سنگ های ریزه پیزه... برای بچه هایی که چند ماهه از طبیعت خدا و موجودات شگفت انگیزش محرومند... بیا تخیل کنیم... کرونا خیلی ضعیف تر از تخیل من و شماست. موسیقی فیلم از آلبوم مزرعهی گروه آدمک @adamakmusic 🦓جعبک خمیری مزرعه قیمت ۹۳ هزار تومان ❌با ده درصد تخفیف برای ده خرید اول( هنوز تعداد کمی باقی مونده)❌ 🦓جعبک اقتصادی خمیری ۳۳ هزارتومان #جعبک_جان #جعبک_خمیری #جعبک_خمیری_مزرعه #بازی#ایده#اسباب_بازی#خمیر_خانگی
12 اردیبهشت 1399 06:17:30
2 بازدید
جعبک
🌿 پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده.... نرجس قلبش تاپ تاپ کرده لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... سرش را انداخته پایین... لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت... لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده... تولدتان مبارک آقا مبارک نرجس... و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده... بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ... #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک
20 فروردین 1399 17:03:03
3 بازدید
ادمین جعبک
1
1
🍑بازی بازی مثل هلو🍑 جمعه رسیده و باباجان ها پیشمونن. یه بازی ساده و مسابقه ای که حدود ۳۰ دقیقه زمان ببره شاید تا سال ها اون روز و اون ساعت رو تو ذهن بچهها موندگار کنه! خاطرات بچگی خودتونو یادتون میاد؟ شادی های کوچیکی که تا الان هم تو ذهنتون باقی موندن. وقتی همهی خانواده دور هم جمعند و به هم توجه میکنند. به هم گوش میدن. با هم می خندند. از حضور باباها تو خونه استفاده کنید و این بازی خانوادگی رو با بچه ها انجام بدید. مدیریت جمع کردن بچه ها و بابای خونه هم با مامانجان😏 بازی امروزم مثل همهی بازی های جعبک ساده است.. چند تا کاغذ یا مقوا و چند تا لیوان یه بار مصرف اول با بچهها یه برج لیوانی بسازید و بعد هم مسابقه بذارید تا هرکس تونست کاغذ ها رو از زیر پای لیوان ها بکشه و لیوان ها رو بندازه رو کلهی هم، جایزهاش یه ماچ آبدار 🤭 از طرف تمامی اعضای خانواده است.😁 این بازی از ۲ و نیم سال تا ۹۹ سال قابل اجرا است. گرچه تو پست قبلی بازی یه عالمه سیو داشتیم. و این خیلی خوبه که بازی رو برای بعدا سیو میکنید تا تو یه فرصت عالی انجامش بدید!. اما پیشنهاد جعبک اینه که همین امروز برنامهشو بچینید و بازی کنید. زمان زودتر از چیزی که فکر کنیم میگذره! از بین بچه هایی که برامون عکس یا فیلم بازی میفرستن قرعهکشی میکنیم و یه جعبک رایگان مهمونش میکنیم.😍 #ایده#جعبک#بازی#سرگرمی#تابستانه #قرنطیننه